دختر شدی و چشم های روشنت را ماهی برای این شب بی نور کردند دختر شدی تا خاک بی مادر نماند تنها، به این نیت تو را مامور کردند دختر شدی و گیسوانت شال کشمیر عطر تنت را نرگس لاهور کردند دختر شدی آبادی پاک تنت را وقف خرابی های نیشابور کردند دختر شدی... ا ما پدر دختر نمی خواست..... امانه مادرنه پدردخترنمیخواستن توچرادخترشدی...
برچسب:
نویسنده: محمد موسوی
تاريخ: پنجشنبه
11 شهريور
1395 ساعت: 20:38