دختر شدی و
چشم های روشنت را
ماهی
برای این شب بی نور
کردند
دختر شدی
تا خاک بی مادر نماند
تنها،
به این نیت تو را
مامور کردند
دختر شدی و
گیسوانت شال کشمیر
عطر تنت را نرگس لاهور کردند
دختر شدی
آبادی پاک تنت را
وقف خرابی های نیشابور کردند
دختر شدی...
ا ما پدر دختر نمی خواست.....
امانه مادرنه پدردخترنمیخواستن توچرادخترشدی...
برچسب: عاشق دخترشدم,
نویسنده: محمد موسوی